Tío SHAHAB Feliz Cumpleaños
چه لطیف است حس اغازی دوباره و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای اغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن و چه اندازه شیرین است امروز...روز میلاد تو
روزی که تو اغاز شدی....
به نام خالق ِ....تو
اینکه قلم دست بگیری و واسه یه نویسنده بنویسی خیلی سخته.
جسارت میخواد که جلوی دایره ی واژگانش قدعلم کنی و به این هم فکر کنی
که تک تک این واژه ها مثل قاب عکس منظره ای جلوی چشمانش قرار میگیرن.
اون وقت اون میشه منتقد طبیعت خلق شده ی تو !
سخت تر اینکه تو بخوای روز تولدش رو...مهمترین روز زندگیشو
بهش تبریک بگی...
<<این نوشته ارادت قلبی همه ی بچه ها به شماست:>>
عمو شهاب جون !
تولد تو فقط تولد یک جسم نیست.فقط تولد یک شهاب نیست که ۳۱ سال پیش روز ۱۷ خرداد به زمین تاریک ما اومد و کل زمین رو روشن کرد.
تولد تو تولد یک روحه روحی که سرشار از عشق به زندگیست.
عمو !
تو مینویسی و ما یاد میگیریم . تو مینویسی و ما بزرگ میشیم . تو مینویسی و ما سرشار از حس خوب زندگی میشیم .
تو مینویسی وما ... عاشق میشیم ! تو هستی و به ما همین صمیمیت رو یاد دادی .
همه ی ما روز ابتدای شنیدن تو را به یاد داریم . روزی که ما با تو متولد شدیم تا ابد در خاطرمان نقش بسته .
اما امروز وقت ان است که ما...خانواده ی پر جمعیت تو برای روز میلاد تنت بنویسیم و بگوییم که هستیم!
امروز وقت ان رسیده که تو صدای سکوت پر طنین ما رو بشنوی...یا بهتر است بگویم : بخوانی .
تنها هدیه ای که میتوانیم تقدیمت کنیم همین نوشته ی مشترک است.هدیه ای که همگی میدانیم صغیر تر و فقیر تر از ان است که بودنت را با ان جشن بگیریم.اما شاید همین چند خط پاسخ گوی تمام زحمات تو باشد.
پاسخ گوی روزهایی که خسته بودی...بیمار بودی...غمگین بودی...عصبانی بودی اما ایستادی و همین بودنت بوی خوش شکوفه های سیب را در تمامی لحظات ما عطراگین کرد.
همیشه روز تولد توست...
لحظاتی که با اینجا شب نیست اگاهمان میکنی...با یک سبد ترانه آراممان...
با آپارات زنده بودن را که نه...زندگی را یادمان میدهی.
در تمامی این لحظات...ما با تفکر تو شکفته میشویم و رشد میکنیم.
و اما این جمله را با صدای همه ی ما بخوان:
<< منت سر تقویم هایمان گذاشتی...بهار را خجالت دادی...
خرداد را سرافراز کردی... ۱۷ را تا ابد شرمنده ی خودت کردی
و بقیه ی ۳۶۴ روز سال را حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی>>
تولدت با یک سبد شکوفه ی سیب مبارک.
<<تقدیم به انکه افتاب مهرش در آسمان دلمان هرگز غروب نخواهد کرد>>
با احترام:خانواده ی بزرگ تو!
پ.ن ۱:همه اسپیکرا روشن!
پ.ن۲:هرکس به عنوان هدیه یه جمله واسه عمو بنویسه.
عمو قول میده همه ی هدیه ها رو باز کنه!مگه نه عمو؟

۱۷خردادِ هرسال وقتی هزاران شهاب
به سمت زمین هجوم میاوردن
از خودم می پرسیدم
چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان
خودشونو به زمین برسونن؟….
و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور
مسافری میان که زمینو
با گامهای مهربونش نوازش کرد تا
سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….
راستی یادت هست :
در انتهای جاده شیری وقتی داشتند آماده ات میکردند که سوار بر بال ملائک سفرت را آغاز کنی
انگار خدا بعد از یک بوسه برای بدرقه ستاره ای به دور از چشم همه به تو داد تا در جیبت بگذاری و
آرام شوی و تو آن ستاره را با دستان کوچکت محکم به بغل گرفتی و آمدی اماسال هاست که تو
سخاوت آمدنت را میان شب وشکوفه تقسیم کردی تا سادگی ستاره را از نهان یک شهاب به
ما یاد بدهی .. .

۳۱ شمع روشن و نورانی
همچون ستارگان آسمان شب سوسو می زنند
هر شمع نشانگر یکی از آرزوهای توست
چشمهایت را ببند و از صمیم قلب آرزوی دیگه ای کن
چرا که امروز،روز توست بهترین روز زندگیت حالا شمع ها را فوت کن
امروز،روز خیلی خاصی است بنابراین فقط دو کلمه برای گفتن باقی میماند
تولـــــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــارک
عمو جون....!
خدا وقتی تو رو افرید عشق رو بهت هدیه داد تا با اطرافیانت اونو تقسیم کنی.
چیزی که دیگران یک عمر برای به دست اوردنش دنیا رو میگردن تو با اون افریده شدی.
ارزو میکنیم:شمع های روی کیک زندگیت تا ابد روشن باشد!

آن که میگفت به یک گل نرسد فصل بهار
چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید
عزیزترین ..... شکفتنت مبارک

انقدر باورت داریم ...
که وقتی میگویی باران
خیس میشویم......

زادگاه و تاریخ تولد هیچ کس در هیچ نقشه و تقویمی نیست.
چراکه آدمها هر لحظه در طپش قلب کسانی که دوستشان دارند متولد میشوند.


اگر من جای خدا بودم تو را روز اول فروردین می افردیم یا بهار را روز میلادت اغاز میکردم.
کسی به من میگوید:میلاد تو از اغاز خلقت جاریست و بهانه ی گردش زمین و تابش خورشید
و باریدن باران....
هر روز بودن تو بهاری دوباره است.
تو ای بهترین
ما همه دوستت داریم
بدون اینکه دلیلش را بدانیم
شاید همان پاکی
یا احساس خوب کودکیت
شاید مهربانی ندیدنت یا شاید آرامش خاصت که فقط مخصوص توست
تو اینقدر بزرگی که ما در سکوتت ساکت و متعجبیم در شادیت شاد و متعجب و در ناراحتی ات میخکوب و گرگرفته
و بدان این تنها کاری است که در مقابل وجود تو از ما بر میآید
سکوت تعجب و تعجب
این ذهن هم هنوز در شگفت است
در شگفت صبرت.. در شگفت لبخندهای پاکت.. در شگفت سکوت طوفانیت
کاش فریاد میزدی..کاش طغیان میکردی
اما تو فقط سکوت میکنی
و نمیدانی که صدای پنهان این سکوتت آزارمان میدهد
*برای همیشه شرمنده ی خوبی هایت هستیم*

بهار بی تو دیوانه ایست که از درخت بالا میرود...!

تولدتون واسه ی همه ی ماها خیلی مهم بود عمو جون ![]()
امیدواریم که تونسته باشیم خوشحالی و افتخارمون رو از بودن شما بیان کنیم ![]()
تولـــــــــــــــــــــدتون مبـــــــــــــــــــــارک
حالا همه بگین سیب که یه عکس بگیریم
این شما

اینم ما![]()
| Design By : Night Melody |










